63 - خوف امام صادق (عليه السلام ) از خد



غذاى داغى را به حضور امام صادق (عليه السلام ) آوردند، چندين بار فرمود: نستجير بالله من النار: پناه مى بريم به خدا از آتش ‍ جهنم ، ما قدرت خوردن غذاى داغ را نداريم ، پس چگونه قدرت تحمل آتش دوزخ را داشته باشيم .
اين گفتار را فرمود تا غذا خنك شد و از آن خورد روزى بنده كفشش پاره شد، و كفش از پايش در آمد، با پاى برهنه راه رفت ، در حالى كه دستهايش ‍ را به سوى آسمان بلند كرده و به خدا عرض مى كرد: رب لاتكلنى الى نفسى طرفه عين ابدا لا اقل من ذلك لااكثر: پروردگارا مرا به اندازه يك چشم بهم زدن و نه كمتر و نه زيادتر به خودم وامگذار (در حالى كه ) قطرات اشك آنچنان از ديدگانش مى ريخت كه از اطراف محاسنش سرازير مى شد. (89)
جالب اينكه : امام صادق (عليه السلام ) همراه خود پارچه سبزى داشت كه در آن مقدارى تربت (خاك قبر) امام حسين (عليه السلام ) گذاشته بود، و هنگامى كه وقت نماز مى رسيد آن تربت را بر سجاده اش مى ريخت و بر آن سجده مى كرد. (90)
آرى نمازى كه با ياد ايثارگرى امام حسين (عليه السلام ) باشد، موجب كمال نماز است ، و به نماز روح تازه اى مى بخشد.